نمایش جزییات خبر
۲ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۱۶

روزهای زلال در لحظه‌های وصال

یادداشت معاون هنری و سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام به مناسبت هفته دفاع مقدس
روزهای زلال در لحظه‌های وصال


۴۰سال از شلیک اولین گلوله‌های تجاوزرژیم بعثی عراق به مرز پرگهر ایران ما می‌گذرد. هنوز «ما‌گل‌های خندانیم، فرزندان ایرانیم» بر لبانمان جاری بود و«فردا که بهارآید، صدلاله به بار آید» را زمزمه می‌کردیم که آرامش آسمان و زمین میهن با غرش گلوله‌های دژخیم شکست. جنگ بود و بی‌قراری، جنگ بود و آوارگی، جنگ بود و نیمکت‌های سوخته‌ کلاس‌هایی که کودکانی معصوم، سرنوشت خویش را بر تخته‌های سیاه آن، سپید نوشتند و کیف‌های مدرسه‌ای که رفتند تا کوله‌پشتی‌های جنگ شوند و مدادهایی که هر کدام فشنگی شدند تا چشمان دشمن را نشانه روند و هرمدرسه‌ای، سنگری و هر معلمی، رزمنده‌ای تا مردانگی از نفس نیفتد.
نسلی شگفت که از قصرشیرین و دهلران تا خرمشهر، پشت خاکریزها روییدند و حماسه‌ای آفریدند که تا دنیا دنیاست از خاطره‌ها فراموش نمی‌شود. هشت بهار از پی هم آمدند و ما تمام فصل‌ها را در لحظه‌های غریبی و انتظار، با دل‌هایی بی‌قرار، مشق عشق کردیم تا فردا از مردان و زنان این آب و خاک به نیکی و نیکنامی یاد کنند. هنوز وقتی پرنده‌ای از حوالی آسمان می‌گذرد یاد یاران مثل باد در خاطرم می‌پیچد و مرا تا دوردست‌هایی می‌برد که پر بود از زلالی و اخلاص، پر بود از مهربانی و عشق، پر بود از لبخند و گل و گلوله.
هنوز آسمان میهنم پر از نفس‌های خوبانی است که روزی بر بال‌های ایمان و عشق، کاروان کاروان، عاشقانه رفتند و امروز، هنوز صدای گامشان در دل و جانمان طنین‌انداز است.
چه روزهای باشکوهی، چه مردان دلاوری! با هر چه عشق نام شما را می‌توان نوشت، مردانی که یک شبه از پله‌های آسمان گذشتند.
قرار نیست فراموشتان کنیم، قرار نیست برادر! هنوز پلاک‌های متبرک در راهند، هنوز دست‌هایمان را به تابوت‌های آسمانی شما می‌رسانیم که در مخملی از پرچم میهنم پیچیده شده‌اند.
ای خورشیدهای همیشه، ای پرنده‌های رفته تا آن سوی آبی‌های دور از دسترس، ای ستاره‌هایی که هنوز در آسمان شهرم فرداهای روشن را بشارت می‌دهید، می‌خواهم بال در بالتان مثل دیروز در لحظه‌های سبز و زلال پرواز کنم.
دوستتان دارم مثل برادر، مثل روزهای خاطره‌انگیز اعزام. شما فراموش نمی‌شوید. مثل شما باید اهل درد بود و مردم را فهمید.
 
هنوز باورم این است که بهتر از شما برادری نبود...
و امروز دوباره تقویم‌های تلنبار شده بر پنجره‌های خیالم را ورق می‌زنم و یاد آن خوبان، مثل نسیمی وزیدن می‌گیرد. یادش بخیر آن روزهای زلال در لحظه‌های وصال، یادش بخیر!
روزی به سنگرها در آتش و ترکش شوق شهادت بود
آن روزها رفتند اما نخواهد رفت از یادمان آتش

عبدالحسین رحمتی

روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام
اظهار نظر
امتیاز را وارد کنید
نام را وارد کنید
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید