• اخبار

گفت و گوی رئیس سازمان سینمایی با روزنامه ایران به مناسبت هفته دولت: فرهنگ در طرح شفافیت دولت شاگرد اول است

گفت و گوی رئیس سازمان سینمایی با روزنامه ایران به مناسبت هفته دولت: فرهنگ در طرح شفافیت دولت شاگرد اول است
حسین انتظامی تاکید کرد: یکی از رویکردهای جدی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی شفافیت است و خوشبختانه به دلیل همین رویکرد، در حال حاضر وزارت فرهنگ بین همه دستگاه‌های کشور، شاگرد اول است.
خسرو نقیبی، یحیی نطنزی: چند ماهی از انتصاب حسین انتظامی بر سازمان سینمایی می‌گذرد و فرصت مناسبی رسیده تا عملکرد او بر مهم‌ترین نهاد سینمایی کشور ارزیابی شود؛ نهادی که رئیس قبلی آن، محمد مهدی حیدریان، به دلیل قانون منع به کارگیری بازنشستگان کنار رفت تا نوبت به مدیر تازه‌نفس‌تری مثل انتظامی برسد و بتواند سیاست‌های خود را در راستای بهبود شرایط کلی سینمای ایران کلید بزند. مهم‌ترین مؤلفه‌ این سیاست‌ها شفاف‌سازی در نهادهای زیرمجموعه‌ سازمان سینمایی است که تاکنون بخش قابل توجهی از آن به نتیجه رسیده است و انتظامی تصویر ایده‌الی از آن ترسیم می‌کند. ایده‌ی تلفیق نهادها و حرکت در راستای کوچک‌سازی تصدی‌گری دولتی هم با حمایت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیش گرفته شده و پیرو آن تاکنون مؤسسه رسانه‌های تصویری با دیگر موسسات تابع سازمان سینمایی ادغام شده است. گفت‌وگو با حسین انتظامی را با تمرکز بر تغییرات مد نظر او در سازمان سینمایی پیش بردیم و در ادامه چشم‌انداز او از سینمای ایران را در حال حاضر و آینده بررسی کردیم؛ چشم‌اندازی که از نگاه انتظامی تا حد زیادی روشن است و با حمایت‌ سینماگران و بخش خصوصی می‌تواند به دستاورد‌های بهتری منتهی شود.
 
چند ماهی از ریاست شما بر سازمان سینمایی می‌گذرد و قاعدتاً در این مدت اشراف‌تان بر وضعیت سینمای ایران بیشتر از گذشته شده است. قاعدتاً مشکلات آن را بیشتر شناخته‌اید و با واقعیت‌های آن هم به شکل ملموس‌تری مواجه شده‌اید؛ مشکلات و واقعیت‌هایی که ریشه بعضی از آنها به سال‌ها قبل برمی‌گردد. بگذارید بحث را با اشاره به یکی از همین مسائل شروع کنیم که اخیراً زیاد در موردش صحبت می‌شود. چند سالی است که سینمای ایران در جشنواره‌‌های جهانی وضعیت ایده‌آلی نداشته است و بعد از اسکار آقای فرهادی نتوانسته‌ایم جایزه مهم دیگری در این جشنواره‌ها به دست بیاوریم. برنامه سازمان سینمایی برای شناساندن هر چه بیشتر سینمای ایران در عرصه جهانی و ارتقای استانداردهای کیفی آثار سینمایی‌مان در مقایسه با تولیدات جهانی چیست؟ در این زمینه با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنیم؟
بخش اصلی این موضوع به فیلمسازان برمی‌گردد؛ فیلمسازانی که در چهل سال گذشته بخوبی نشان داده‌اند می‌توانند سینمای ایران را به جایگاه ممتازی برسانند. البته سازمان سینمایی هم وظیفه دارد ریل‌گذاری مناسب برای این جهش فراهم کند. مثلاً اگر به‌صورت سنتی از طریق مؤسسه فارابی، به اعزام و حضور و مشارکت سینماگران در جشنواره‌ها کمک می‌شده، در همین راستا بوده است. آن محوری هم که اخیراً به‌عنوان سیاست‌های هشت‌گانه سازمان سینمایی اعلام شد، با توجه به نیازها یا اقتضائات روز سینمای ملی بوده است.
منظورتان تدوین برنامه جامع سازمان سینمایی است که در آن هشت رویکرد مهم و سیاست‌های اصلی سازمان سینمایی تشریح شده؟
بله؛ براساس این سیاست‌ها نباید برای گسترش بازار جهانی صرفاً به فعالیت‌های جشنواره‌محور بسنده کنیم، البته همکاران ما تا امروز مشغول طراحی روش‌های اجرایی این سیاست‌ها بوده‌اند و گمان می‌کنم بزودی و زمانی که اجرایی شوند، حضور سینمای ایران در اکران و شبکه‌های محلی نمایش خانگی خیلی پررنگ‌تر بشود تا صرف‌نظر از جنبه‌ دیپلماسی عمومی، به اقتصاد سینما هم کمک شود و ضمناً نوعی فشار از پایین برای جشنواره‌ها به وجود بیاید؛ البته با وجود اینکه سینمای ایران آثاری قوی تولید کرده، اما نقش لابی‌های سیاسی در جشنواره‌ها را در دیده‌شدن برخی فیلم‌ها هم نمی‌توانیم نادیده بگیریم. هر چند سینمای ایران آنقدر قدرت دارد که نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند.
فارغ از جشنواره‌های خارجی، در یکی از گفت‌وگوهای قبلی‌تان بر ضرورت تدوین ساز و کارهای لازم برای جشنواره‌‌های داخلی هم تأکید کرده بودید؛ با این فرض که با اتکا به این سازوکارها و آیین‌نامه‌ها، هر سال شاهد تغییرات بنیادینی در جشنواره‌هایی مثل فجر نباشیم. تدوین این آیین‌نامه‌ها در چه مرحله‌ای قرار دارد و چه معیارهایی در تنظیم آنها لحاظ شده است؟
تا پایان شهریورماه، پیش‌نویس آیین‌نامه‌های هر پنج جشنواره سازمان سینمایی منتشر می‌شوند تا از اهل فن بازخورد بگیریم. بعد از آن هم نسخه نهایی که مبنای عمل این جشنواره‌ها خواهد بود، منتشر می‌شود. هر قدر شاخص‌ها، معیارها و گردش کارها و ضوابط روشن‌تر و دقیق‌تر باشد، مناقشه کمتری رخ می‌دهد.
پس باید تا چند هفته دیگر منتظر باشیم تا فرصت بررسی این آیین‌نامه‌ها به وجود بیاید. اما یکی از آیین‌نامه‌هایی که اخیراً پیرو سیاست‌های سازمان سینمایی منتشر شد مربوط به اولویت‌های حمایتی سازمان بود. براساس این آیین‌نامه بنیاد سینمای فارابی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ملزم شده بودند حداقل 15 درصد از بودجه تولیدات خود را برای نگارش فیلمنامه اختصاص دهند. به اعتقاد شما هم یکی از مهم‌ترین مشکلات این سال‌های سینمای ایران کیفیت پایین اکثر فیلمنامه‌های تولیدی است؟‌ به همین دلیل در آیین‌نامه‌ و اولویت‌های حمایتی سازمان سینمایی به این مسأله توجه ویژه شده است؟
 بله؛ واقعیت این است که نسبت فیلم‌های امروز ما که براساس فیلمنامه‌ای قوی ساخته شده باشند، به نسبت فیلم‌های مثلاً دو دهه قبل کاهش پیدا کرده. کسی مخالف حضور فیلم‌های منتسب به «سینمای بدنه» نیست؛ چون آنها هم جزئی از جریان سینما هستند. اما الان وارد چرخه‌ای شده‌ایم که سازوکارهای تولید فیلم‌های سینمای بدنه خودش را به کلیت سینما تحمیل می‌کند. به‌همین دلیل برای تهیه‌کننده نمی‌صرفد برای نگارش فیلمنامه هزینه کند. این یک آسیب در حوزه‌ تولیدات فرهنگی است و دستمزد فیلمنامه‌نویس مثلاً نباید ۵ درصد دستمزد یک هنرپیشه مشهور باشد. آن هم در حالی که اساس تولید فرهنگی بر محتوا استوار است. سیاستی که اشاره فرمودید در همین راستا دنبال می‌شود. علاوه بر هزینه‌ای که فارابی در مشاوره و گسترش حلقه‌های فیلمنامه‌نویسی برای همه متقاضیان می‌کند، بخش قابل توجهی از بودجه خود در تولید هر اثر را هم قرار است به فیلمنامه اختصاص دهد تا در آینده شاهد اقتباس‌های قوی یا کار پژوهشی دقیق هم باشیم.
یکی دیگر از بندهای این آیین‌نامه و اولویت‌های حمایتی، افزایش امید و اعتماد عمومی در جامعه با هدف تقویت سرمایه اجتماعی است؟ به نظر شما سازمان سینمایی برای تقویت این نگاه بین سینماگران چقدر می‌تواند سهیم باشد؟ قبول ندارید که این جنس ایده‌ها و رویکردها بیشتر تابعی از روح حاکم بر جامعه است که فیلمساز به انعکاس آن می‌پردازد؟ اساساً چقدر اعتقاد دارید با صدور دستورالعمل‌هایی مثل این موارد بشود رویکرد‌های خاصی به فیلم‌ها تزریق کرد؟
اساساً حوزه فرهنگ و تولید فرهنگی بخشنامه‌پذیر نیست. آنچه اعلام شده، سیاست‌های فارابی و سایر مراکز تولیدی سازمان سینمایی است تا در راستای شفافیت، فیلمسازان بدانند امسال چه موضوعاتی در اولویت ساخت این کمپانی‌های فیلمسازی قرار دارد. یعنی برای ۳، ۴ تا فیلمی که خود فارابی می‌سازد یا ۱۰، ۱۵ فیلمی که مشارکت می‌کند چه اولویت‌هایی مد نظر قرار می‌دهد. خود سینماگران به‌عنوان کسانی که جلودار تحولات اجتماعی هستند، قاعدتاً موضوعات مختلف را دستمایه خلق اثرشان می‌کنند و اولویت‌های یک کمپانی فیلمسازی را نمی‌توان به‌صورت شابلون واحد، به آنها دیکته کرد. هنرمندان از آنجا که دیدی قوی‌تر و نافذتر از سایر قشرها دارند، از پختگی قابل توجهی هم برخوردارند. نکته‌ای که برای خود من درس‌آموز بوده، این است که اکثر سینماگران در مراوداتی که با مسئولان سازمان سینمایی دارند، تأکید می‌کنند که اگرچه نگاه انتقادی و حتی بزرگنمایی‌شده لازمه یک کار روشنفکری است، اما در تولیدات سال ۹۸ که روحیه مردم، شکننده‌تر از قبل است، جنبه‌های امیدآفرین باید بیشتر مد نظر قرار بگیرد.
 از طرف دیگر، مبارزه با فساد و بی‌عدالتی با هدف افزایش اعتماد عمومی هم یکی از شعارهای شما از بدو مدیریت‌تان بر سازمان سینمایی بوده و شفاف‌سازی در اختصاص بودجه‌ها براساس آن پیش رفته است. شفاف‌سازی در زیرمجموعه‌های سازمان سینمایی تاکنون چه دستاورد‌هایی داشته؟ از نگاه شما افق پیش روی این تصمیم چیست و قرار است تا کجا پیش برود؟
یکی از رویکردهای جدی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی شفافیت است و خوشبختانه به‌دلیل همین رویکرد، در حال حاضر وزارت فرهنگ بین همه دستگاه‌های کشور، شاگرد اول است. اتفاقی که البته خیلی هم دور از ذهن نبوده؛ چراکه وزیر فرهنگ، رئیس کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات است وزارتخانه خودش باید در این زمینه الگو و پیشرو باشد. شفافیت همان‌طور که شما هم اشاره فرمودید، به افزایش اعتماد عمومی و به تبع آن به افزایش سرمایه اجتماعی منجر می‌شود. در وجه کارکردی، اولاً مانع تبعیض یا خلق ضوابط من‌درآوردی می‌شود و ثانیاً، پاسخگویی را افزایش می‌دهد. چون مبنای هر سیاست یا فعالیت یا اولویت یا تخصیصی باید قبلاً اعلام شده باشد. البته وجه عالی شفافیت، مشارکت‌پذیری است. یعنی دستگاه‌ در تدوین ضوابط و سیاست‌ها هم نمی‌تواند خودش را عقل کل بداند. همه حوزه‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تأکید و نظارت جدی وزیر، این موضوع را دنبال می‌کنند. البته انتشار عملکرد مالی یا فهرست یارانه‌ها و کمک‌ها که الان دارد انجام می‌شود و تداوم هم می‌یابد، شاید پیش پا افتاده‌ترین وجه شفافیت باشد. انتشار ضوابط به شکلی روشن و جزئی، فهرست مجوزها، فهرست متقاضیان مجوزها، انتشار قراردادهای بالاتر از حد متوسط، یعنی ۳۳ میلیون تومان و حتی انتشار مکاتبات روزانه در زمره این موارد است؛ مواردی که همان‌طور که می‌دانید، در سازمان سینمایی شروع شده و تا پایان شهریور، همه موارد به‌طور کامل محقق می‌شود و تداوم می‌یابد. در این زمینه از نقش نظارتی و دیده‌بانی رسانه‌ها و کنش‌گران هم باید استقبال کنیم. چون در سایه شفافیت، هزینه‌های نظارت هم به حداقل می‌رسد. شفافیت یعنی پیش‌بینی‌پذیری. یعنی فرد قبل از مراجعه به ما و با مطالعه مقررات بالادستی و شیوه‌نامه‌هایی که منتشر شده، بتواند پاسخ ما به درخواست خودش و درخواست شبیه خودش را که از سوی فردی دیگر داده می‌شود حدس بزند. مطمئن شود تبعیضی رخ نمی‌دهد یا یک‌ شب، ضابطه ساخته نشده است؛ بداند حمایت‌های ما با چه فرمول‌هایی صورت می‌گیرد. حتی برخی مکاتبات عادی ما جنبه حمایت دارد. وقتی می‌بیند این نامه را منتشر کرده‌ایم، حق دارد عین همان را برای خودش، در صورتی که شرایط مشابه دارد، بخواهد. البته کار سختی است. در کشوری که به دلایل تاریخی یا نفت‌پایه بودن اقتصاد آن، معمولاً نهاد دولت پاسخگو نبوده و مخاطب هم به لحاظ فرهنگی هیچ‌وقت حق خودش نمی‌دانسته این مطالبات را پیگیری کند، شکستن یک پنداره قدیمی و تثبیت‌ شده، سخت است. اما راهی جز این نداریم و مدیرانی که مقاومت دارند، اگر قابل اصلاح یا رشد نیستند، قاعدتاً جای خود را به مدیرانی می‌دهند که به این حرف‌ها و رویکردها باور دارند.
براساس رویکرد شفاف‌سازی شما در نهادهای زیرمجموعه سازمان سینمایی، همه رویدادها باید ظرف 45 روز بعد از پایان، فهرست دقیق هزینه‌‌ها و درآمد خود را اعلام کنند. این اتفاق در جشنواره فیلم فجر افتاد و بازخورد‌های مثبتی هم داشت. از نحوه عملیاتی شدن این تصمیم در مورد جشنواره جهانی و رویدادهای دیگر هم رضایت دارید؟
به مسئولان جشنواره تذکرات لازم داده شده، حدس می‌زنم تا روزی که گفت‌وگوی ما منتشر می‌شود، عملکرد مالی این جشنواره هم منتشر شده باشد.
در همین راستا کارشناسان سینمای ایران همواره از ازدیاد جشنواره‌های سینمایی در کشور گله داشته‌اند. به اعتقاد آنها بسیاری از این جشنواره‌‌ها صرفاً محلی برای هزینه‌کرد بودجه نهادها و سازمان‌های مربوطه هستند و کمک زیادی به ارتقای کیفی سینمای ایران نمی‌کنند؟ نظر شما درباره این ایراد چیست و به نظرتان جشنواره‌ها برای تبدیل‌ شدن به بستری هدفمند چه الزاماتی را باید رعایت کنند؟
جشنواره یکی از وجوه سیاستگذاری است که از طریق آن استعدادها بروز می‌کنند و در قالبی رقابتی از ایده‌های جسارت‌آمیز در فرم و محتوا هم حمایت می‌شود. جشنواره از این جهت جریان‌ساز است. اما تقلیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط خود ما به وزارت صدور مجوز و برگزاری رویداد نادرست است. بودجه‌هایی که از منابع عمومی در اختیار ما قرار می‌گیرد، بهتر است در خدمت تولید و آموزش قرار گیرد. سیاست عمومی در سازمان سینمایی و البته کلیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بازنگری در جشنواره‌هاست. به این معنا که در راستای سیاست عمومی دولت، که عقب‌نشینی به نفع صنوف و عقب‌نشینی به نفع بخش خصوصی است، از تصدی‌گری در جشنواره‌ها فاصله بگیریم؛ حداقل جشنواره‌هایی که ضرورت تداوم برگزاری آنها توسط دولت با علامت سؤال مواجه است یا رویدادهایی که پختگی و آمادگی برگزاری آنها در صنوف یا بخش خصوصی وجود دارد. به‌نظر من حتی تعدد و تکثر جشنواره‌های صنفی یا تخصصی یا جشنواره‌‌های بخش خصوصی هیچ اشکالی ندارد. این رویدادها بتدریج وزن و مرجعیت پیدا می‌کنند و مواردی که نتوانند به وزن لازم برسند، خود به خود به نفع آنهایی که مرجعیت پیدا می‌کنند، به محاق خواهند رفت. به همین جهت سازمان سینمایی هم در فاصله کمتر از یک سال، برگزاری بعضی جشنواره‌های خود را به صنوف واگذار می‌کند تا از آنها حمایت شود. ضمن اینکه حتی در مواردی که خودش برگزار می‌کند، به سمت جذب حامی مالی حرکت می‌کند تا همان‌طور که عرض کردم، سهم کمتری از منابع محدودی که در اختیار سازمان سینمایی است. برای این موارد هزینه شود، تا بتوانیم سهم بیشتری به آموزش و تولید بویژه توجه به جوانان فیلمساز و استعدادیابی در همه مناطق کشور و حمایت از اکران آثار فرهنگی اختصاص  بدهیم.
در سخنرانی‌تان در مراسم تودیع و معارفه مدیران سازمان سینمایی از رونق تولید در سینمای چند سال اخیر گفتید که نگذاشته سینمای ایران مقابل فشارهای اقتصادی کمر خم کند. یکی از دلایل این رونق، ورود جدی‌تر بخش خصوصی به سینما و شبکه نمایش خانگی است که البته حواشی‌ای هم به همراه داشته است. به نظرتان سازمان سینمایی برای جلوگیری از بروز این حواشی و به حداقل‌ رساندن آسیب‌های مفروض در حوزه‌های قضایی و حقوقی چه تصمیماتی می‌تواند اتخاذ کند؟ اساساً ورود به این حوزه را از وظایف سازمان سینمایی می‌دانید؟
فرمایش شما دو نکته یا دو زاویه بحث دارد. یکی از انتظارات بحقی که فعالان حوزه فرهنگ و هنر و رسانه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارند، همین است. یعنی اگر این وزارت، مرجعیت دارد، یکی از وجوه مرجعیت این است که در کشاکش ورود سایر دستگاه‌ها بتواند از حقوق فعالان مرتبط با خود دفاع کند و مجوزش در همه جا و نزد همه معتبر باشد. تا نقطه آرمانی هنوز فاصله داریم ولی با تمهیداتی که صورت گرفته به گفته فعالان صنفی، فضا به سمت آرامش بیشتر حرکت کرده. البته همان‌طور که عرض کردم نباید به این بسنده کنیم. زاویه دوم هم سهم بیشتر بخش خصوصی در تولیدات سینمایی است که همه ما از این اتفاق مبارک باید استقبال کنیم. خوشبختانه سینما نسبت به سایر حوزه‌های تولید فرهنگی، آسیب‌ کمتری از تحولات اقتصاد کلان دیده و اقتصاد سینما روند رو به رشد خود را حفظ کرده است. دستگاه سیاستگذار هم آمادگی دارد علاوه بر اقداماتی که انجام می‌دهد، مواردی را که فعالان برای تسهیل کسب و کارشان لازم می‌دانند، دنبال کند تا در سایه قانون‌گذاری یا رویه‌سازی، تحولی که اشاره فرمودید، شتاب بگیرد.
اصلاح ساختار نهادهای تابع وزارت فرهنگ و ارشاد پیش از مدیریت شما بر سازمان سینمایی در دستور کار بوده و شما هم بر ادامه آن تأکید کرده‌اید. این تصمیم تاکنون چه دستاوردهایی داشته و قرار است تا کجا پیش برود؟ کوچک‌سازی سازمان سینمایی به نظر شما در نهایت چه کمکی به سینمای ایران خواهد کرد؟
این یک اصل مسلم است که حجم بزرگ نهاد دولت، اختلال‌آفرین است. توجه به حواشی مانع از ایفای نقش اصلی او یعنی تنظیم‌گری می‌شود؛ ضمن آنکه بخش قابل توجهی از منابع را صرف خودش می‌کند و با تصدی‌گری‌های بلاوجه با بخش خصوصی، رقابت می‌کند. نتیجه این رقابت هم از پیش معلوم است: نابود کردن خلاقیت‌های بخش خصوصی و افزایش ناکارآمدی نهاد دولت. از آنجا که بخش‌های مختلف دولت، بتدریج بزرگ شده‌اند، جراحی آنی آنها شدنی نیست؛ مقاومت‌هایی هم در داخل وجود دارد که رفتار سریع، ولو درست، به ناکارآمدی ایده ضروری چابک‌سازی منجر می‌شود. ظرف شش، هفت ماه گذشته، دو مؤسسه سازمان سینمایی منحل شده‌اند و در کارویژه‌های بقیه هم در حال بررسی هستیم. تا دو سه ماه دیگر تغییرات ساختاری را نهایی می‌کنیم تا حتماً کوچکتر شویم و هزینه‌هایی که تاکنون می‌شده در اختیار خود سینما قرار بگیرد. ما هر چقدر به سیاستگذاری نزدیکتر شویم بهتر عمل کرده‌ایم.
در برنامه‌های شما بر ضرورت بازنگری در برخی ایده‌های اجرا‌شده هم فکر شده است یا خیر؟ به‌عنوان مثال گروه هنر و تجربه یکی از اتفاق‌‌های خوب سینمای ایران در سال‌های گذشته بود که این روزها وضعیت خوبی ندارد و سانس‌هایش نمی‌تواند با استقبال سینمادوستان مواجه شود؟ این وضعیت را ناشی از سیاست‌های غلط تصمیم‌گیرندگان گروه هنر و تجربه می‌دانید یا افت کیفی فیلم‌های به نمایش درآمده در این گروه؟
ایده هنر و تجربه، ایده درستی بوده است. اغلب سینماگران هم با آن موافقند، چون همه ما قبول داریم آثار فرهنگی اصولاً نمی‌توانند با آثار تجاری رقابت کنند و در سازوکارهای خشن اکران حتماً له می‌شوند. البته اشکالات وضعیت موجود و از جمله نکاتی که شما اشاره فرمودید، ان‌شاءالله تا اواخر امسال رفع می‌شود.
ایده تلفیق جشنواره فیلم فجر و جشنواره‌های جهانی فجر که از سوی شما مطرح شد حاشیه‌هایی به همراه داشت. فارغ از اینکه این ایده به نتیجه برسد یا منتفی شده باشد ضرورت‌های طرح آن از طرف شما چه بود؟ تلاش برای کاهش هزینه‌های دو جشنواره یا ارتقای کیفی جشنواره فجر با استفاده از پتانسیل‌های جشنواره جهانی؟
این ایده را در کنار سایر دیدگاه‌ها و به‌عنوان بازخوانی گزینه‌های موجود بیان کردم؛ نه به‌عنوان ایده خودمان. فعلاً قصد جداسازی این دو رویداد را نداریم؛ بویژه با توجه به فرآیند رو به ‌رشد جشنواره جهانی و تأثیرات منطقه‌ای آن و کمک به سایر سیاست‌ها از جمله بازار فیلم. اما بعضی اشکالات موجود تا حدی رفع شده که در آیین‌نامه جشنواره که بزودی منتشر می‌شود به آنها توجه شده است.
در نشست خبری چند ماه پیش‌تان به یکی‌شدن پروانه ساخت برای همه مدیوم‌ها هم اشاره کردید؟‌ این تصمیم در چه مرحله‌ای قرار دارد؟ به‌ روز کردن ساز و کار پروانه ساخت هم که وعده‌اش را داده بودید چه زمانی عملیاتی می‌شود؟
ساختار قبلی معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان تغییر کرده است. قبلاً دو اداره کل به نام‌های سینمای حرفه‌ای و نمایش خانگی وجود داشت. فیلمی که تولید می‌شد و قصد اکران داشت، کارهایش در اداره کل سینمای حرفه‌ای دنبال می‌شد و همان فیلم وقتی می‌خواست در شبکه نمایش خانگی اعم از DVD یا VOD نمایش داده شود، مجبور بود به اداره کل دیگری مراجعه کند. بعضاً سیاست‌ها هم متفاوت بود و موجب سردرگمی می‌شد که تصویر بی‌انسجامی هم تولید می‌کرد. در شیوه جدید، هر اثری صرف‌نظر از اینکه در کدام بستر نمایشی قرار می‌گیرد و صرف‌نظر از اینکه داستانی یا مستند یا قالبی دیگر است، به اداره کل نظارت بر تولید مربوط می‌شود و از آنجا مجوز می‌گیرد. موضوع نمایش هم صرف‌نظر از بستر نمایش، به اداره کل نظارت بر نمایش مربوط می‌شود. مطابق ساختار جدید، فیلمی که برای اکران مجوز می‌گیرد برای عرضه در شبکه نمایش خانگی نیازمند مجوز دیگری نیست، مگر آنکه شورای پروانه نمایش در صورتجلسه خود تفاوت‌های دو نسخه را با ذکر مصادیق تصریح کرده باشد که معمولاً خیلی نادر است. در حال حاضر دو نوع پروانه ساخت داریم و دو پروانه نمایش. چون هر اداره کل موجود، پروانه ساخت و پروانه نمایش جداگانه صادر می‌کند. از پایان شهریور فقط یک پروانه ساخت و یک پروانه نمایش داریم که همه شاخص‌های اطلاعاتی لازم و از جمله بستر عرضه در آن تصریح می‌شود. اقدامات دیگری هم در حال انجام است که نگرانی کارگردانان جوان در پیدا کردن تهیه‌کننده و چالش‌هایی که الان وجود دارد را تقریباً مرتفع خواهد کرد.
از نگاه شما برای به حداقل رساندن فهرست فیلم‌های توقیفی سینمای ایران به چه ایده‌‌هایی می‌توان فکر کرد؟ این فرض وجود دارد که یکی از دلایل سخت‌گیری‌های سازمان سینمایی در صدور پروانه ساخت، تلاش برای تولید فیلم‌های بدون مشکل و گریز از حواشی پیش آمده برای توقیف آنهاست. چقدر با این فرض موافقید و آن را به نفع سینمای ایران می‌دانید؟
هر قدر مسئولیت‌پذیری به سمت خالق و مولد اثر حرکت کند، چنین پدیده‌ای کمرنگ‌تر می‌شود. ضمن آنکه ایده تهیه‌کننده‌محوری به این مسئولیت‌پذیری کمک می‌کند. البته در پروانه ساخت یا حتی در مراحل پیشین آن، چنانچه از نهادهای صنفی بهره‌گیری بیشتری بشود، خیلی از آثاری که ارزش کمتری دارند خود به خود به یکی از دو سر طیف، یعنی حذف یا غنی‌سازی خود، نزدیک می‌شوند. در حال حاضر یکی از چالش‌ها این بوده است اثری که پروانه ساخت می‌گیرد، با آنچه ساخته می‌شود، تفاوت معناداری دارد. اگر این فاصله با تدابیری کمتر شود، چنین مشکلی موضوعاً منتفی می‌شود. البته می‌دانید توقیف با پروانه نمایش نگرفتن متفاوت است. در چند سال گذشته توقیف نداشته‌ایم و حتی در یک سال گذشته مشکل بعضی از آثار معطل‌مانده رفع شد و نمایش داده شدند. فهرست متقاضیان پروانه نمایش هم مدتی است که روی وبگاه سازمان سینمایی قابل مشاهده است. 
۶ شهریور ۱۳۹۸ ۱۳:۳۹
  • اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500