گزارش وضعیت شهرستان دالاهو
در این صفحات اندک نظری نه چندان عمیق و ژرف ، به تاریخ و فرهنگ و مشکلات شهرستان دالاهو می افکنیم . که در سرزمین ایران طی هزاران سال دوام و دگرگونی یافته . کرند با قرار گرفتن در مسیر تمدن های کهن بین النهرین به عنوان گذرگاه حوادث توانسته است هویت خویش را در جریان حوادث بنیان برانداز و هجوم های متعدد حفظ نماید .

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

گزارش وضعیت شهرستان دالاهو

 

 

 

 

 

فرصت ها ، اولویت  ها  ، 
 و مشکلات  شهرستان ...

 

 

KEREND3

 

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دالاهو

 

آبان ماه 1391

گذری مختصر برپیشینه تاریخی و وضعیت جغرافیایی شهرستان دالاهو

 

           در این صفحات اندک نظری نه چندان عمیق و ژرف ، به تاریخ و فرهنگ و مشکلات شهرستان دالاهو می افکنیم . که در سرزمین ایران طی هزاران سال دوام و دگرگونی یافته . کرند با قرار گرفتن در مسیر تمدن های کهن بین النهرین به عنوان گذرگاه حوادث توانسته است هویت خویش را در جریان حوادث بنیان برانداز و هجوم های متعدد حفظ نماید .

 

موقعیت جغرافیایی :  

 

شهرستان دالاهو با مساحت ۱۹۳۰ کیلو متر مربع، در قسمت غربی استان کرمانشاه بین ۹ََ°۳۴تا ΄۴۶ °۳۴ عرض شمالی و΄۵۳ ° ۴۵ تا ΄۳۵ °۴۶ طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده‌است . از شمال به جوانرود وثلاث باباجانی، از غرب به سرپل ذهاب، از جنوب غربی به گیلان غرب، از شرق و جنوب شرقی به اسلام آباد غرب وازشمال شرق به کرمانشاه محدود می‌شود .

این شهرستـان به مرکزیت شهر کرند غرب یا همـان ( کارینـا یا کرینـا ) شهری تاریخی و زیبـا در 95 کیلومتری شمال غربی کرمانشاه و بر سر راه اصلی مغرب ایران در پای کوه نسار در میان یکی از تنگه های این رشته کوه بنا گردیده و بوسیله دیواره کوهستان از دشت بیونیچ جدا شده و دو کوه شوا و زرده این شهر را احاطه نموده است . پست ترین نقطه آن بیش از 1500 متر از سطح دریا ارتفاع دارد از این جهت زمستان آن سرد و تابستان آن معتدل است. دالاهو نام کوه مرتفع این منطقه‌است که از طبیعت زیبایی برخوردار است .              

کوه‌های سر به فلک کشیده با قله‌های پر برف، رودخانه‌های خروشان و رقصان، جنگلهای سرسبز و طبیعت بکر و با صفا با مردمانی ساده و صمیمی اولین جایی را که در ذهن گردشگران کرمانشاه زنده می‌کند منطقه دالاهو ، بهشت زمینی این دیار است.

هنری فیلد آمریکایی ثابت کرده که انسان آریایی در عهد دیرینه سنگی در غرب ایران یک نوع غله ( گندم ) کشت کرده که علما آنرا اِمِر (EMMER) گویند و آنرا اصل گندم زراعی دانسته اند این گندم در حوالی کرند کشف شده است .

 

 

  پیشینه تاریخی

 

کرند در فرهنگ لغات و سفرنامه ها

« اوستا »کهن ترین کتاب بجا مانده از ایرانیان باستان در قسمت زامیاد یشت از کرند به نام کرنت ( KERENTA ) نام می برد . در لغت : کرند کرنده کرنگ کرن کورنگ کرنگه

 به معانی :

1.    اسبی که رنگ او میان زرد و بور باشد .

2.    میدان اسب دوانی

3.    جای صف کشیدن

4.    حلقه زدن مردم و سپاهیان

5.    جَرگه زدن می باشد

qq (1)
به علت واقع شدن برسر گردنه گرا ( پاطاق ) در گذشته اهمیت شایان داشته است . « دیاکونوف » محقق روسی در کتاب « تاریخ ماد » به ذکر نام کرند که آنرا کرین تاش گفته اند پرداخته است .

 

ایزیدور خاراکس یونانی در عهد اشکانیان در کتاب شرح جاده ها یا سیاحت نامه ی خاراکس از کرند به نام کارنیا ، کارنیدا نام می برد . حمد ا... مستوفی در نزهه القلوب از تاکستان ها و آب های روان کرند یاد می کند . از گذشته های دور تازمان عباسیان مرکز پرورش اسب و تهیه سلاح بوده است . دمرگان از هنر صنعتگران کرند یاد می کند . تیمور لنگ در کتاب منم تیمور جهان گشا می نویسد : « در نود کیلو متری شهر قرمیسین ( کرمانشاه کنونی ) شهری زیبا در کنار کوهپایه ای عظیم بنام کرند بود که استاد کارانی ماهر داشت... » وی فتح بغداد را مرهون صنعت گران کرندی دانسته ..... مینورسکی خود از این شهر دیدن کرده و یکی از ابزارهای ساخت این شهر را که چاقو بوده، خریداری کرده است . آثار بجا مانده در ( کرند کهنه و مصالح پی ساختمان بجامانده ) حکایت از کاخی از زمان اشکانیان و بنایی از زمان ساسانی دارد . و همچنین تخته سنگ یا ستونهایی که به صورت راست و ایستاده در قبرستان های خیلی قدیمی در محلات شوا و زرده که به نام استل کیل بودند نشانه بجا مانده از حمله اسکندر در زمان هخامنشیان و حمله رومیان در عصر ساسانیان به ایران می باشند .

صنایع فلزی هم اکنون نیز اهمیت دارد بطوریکه در حال حاضر تنها کرند و زنجان از مناطق اصلی ساخت ابزار فلزی ( چاقو سازی ) در ایران به شمار می آیند . در نوشته های دمرگان از این شهر به مرج القلعه تعبیر شده ، یاقوت حموی در معجم البلدان از شمشیرهای ساخت کرند نقل می کند و به مرج القلعه اشاره دارد .  در تفاسیری که بر شاهنامه فردوسی نوشته شده و نیزدر تاریخ پیشدادیان آمده است که :ضحاک بعد از قتل جمشید شاه ،کرند را که منطقه ای خوش آب و هوا بوده است به مرکز حکومت بر می گزیند ... برخی نیز کردهای کنونی کرند و حومه آن ، همچنین گوران ، قلخانی و سنجابی را از نوادگان گرمایل و ارمایل جوانان رها شده از ظلم ضحاک می دانند .

در کرند ؛  محلات شوا، زرده و در بند همچنان  بافت قدیمی و سنتی خود را حفظ کرده است.



IMG_0031

 

 اهالی این منطقه بیشتر از طوایف گوران کرندی،  باباجانی و دهستان های بیونیج و بان زرده و از نژاد کرد بوده  و با گویش کردی گورانی که ترکیبی از لهجه های  کردی اورامانی،کرمانج ، لکی و کردی و گویشهای جافی، کلهری و گویش قلخانی کرمانشاهی است ، تکلم  می کنند.

کتب کلامیِ شان نیز به سبک کردی گورانی نگاشته شده استاز نظر اعتقادی اکثریت  مردمان  این دیار ( 83%)پیرو مسلک اهل حق  و اقلیتی از آنان اهل تسنن (13%) و تشیع (4%)  هستند.

 

 

 

 

جاذبه های گردشگری و اماکن تاریخی :

آثار باستانی قبل از اسلام:

سرخه دیزه :  در روستای سرخه دیزه  بقایای قلعه  عظیمی از روزگار ساسانیان  برجاست که از قلوه سنگ و ملاط ساخته شده  ودو نوع آجر با دو رنگ نخودی و قرمز در ساخت آن به کار برده شده است .

تاق گرا :  ایوان سنگی مسقفی است که در دروازه کوهسار زاگرس  و گردنه گِل سیاه در تنگه پاتاق موجود است، علت بنای آن را عده ای  توقفگاه موکب شاهی و عده ای دیگر علامت سرمدی ایالت ماد از ایالت اشکانیان تصور کرده اند.

بانزرده :  دهستان بانزرده علی الخصوص روستای بانزرده(دوازده کیلو متری شمال غربی منطقه ریجاب)، دارای آثار فراوانی از دوره ساسانیان است،از جمله مهمترین  این آثار می توان به ؛ بان مَه زاران ،  قلعه گَه ، گنبد کلایی ، قبر سلطان سی قلی مَه ،  قلعه و برج خاموشی ،  زندان دو ناب ، پل دروازه ،  قلعه ویرانه ،  بهشت و دوزخ ، بابا شیخ ، نقاط حجاری شده دره« هونان» ، نهرگبری ( جوگوری)، مسجد ریجاب ،گمری ملک،  قلعه سراب  کنار،  قلعه تاش خیزی ، قبر شیخ بایزی بستان ،  برج ریجاب ،  قلعه بان زرده ،  قلعه یزد گردی،  نقاره خانه،  آشیابا ،  گچ گنید ،   آشپز خانه ،  دیوار دفاعی  اشاره نمود .

آثارباستانی  بعد از ظهور اسلام :

مقبره ابو دجانه : مقبره ابودجانه (دوجانبه) که برای اهل تسنن متبرک و محترم است، او یکی از یاران پیامبر(صل الله علیه و آله) بوده که در جنگهای اُحد، بدر و دیگر غزوات نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) حضور داشته و در جنگ یمامه با مسیلمه کذاب به درجه شهادت رسید.

مسجد عبدالله بن عمر :  این بنا علی الظاهر از بناهای قبل از اسلام  بوده ، که  پس از ظهور اسلام در ایران به مسجد تبدیل شده است  ، اهالی منطقه بنای مسجد را به عبدالله بن عمر فرزند خلیفه دوم نسبت می دهند و به همین نام نیز معروف شده است.

مقبره بابا یادگار : یکی از بقاع متبرک اهل حق  که در قریه بان زرده نزدیک قلعه معروف یزدگردی است، هویت حقیقی بابایادگار مانند دیگر مشایخ اهل حق معلوم نیست ولی از آنجا که غالب این مشایخ در اوایل حکومت صفویان زندگی می کرده اند ردپایی در تاریخ از آنان می توان سراغ گرفت.

 

سراب کرندوحریر, دریاچه مصنوعی رشمینه , قله نوا کوه, منطقه بیونیچ, باغات انبوه, سسلله رشته کوههای دالاهو, محوطه دارو گردکان-  تپه چیا, پارک تاریخی امیر, محله تاریخی فرهنگی زرده ودربند- محوطه و تپه تاریخی طلسم- محوطه کرند کهنه  -  مقبره های پیرموسی وپیربنیامین در شهر کرند

مردم ساده و صمیمی این منطقه همچنان لباسهای محلی خود را می‌پوشند که صفا و صمیمیت آنها را در چشم مسافران دو چندان می‌کند.

از پوشاک مردان می‌توان شیه 12 و ، شلوار جافی ، کوله بال ، کلاو ، کلاش و از پوشاک زنان شیه و ، پاپوش ، جلسقه ، ماشته ، سرون ، سلته و زبون را نام برد.

این شهرستان جاذبه‌های بی‌شماری دارد که از آن میان می‌توان به روستای دیدنی شالان اشاره کرد که همواره پذیرای گردشگران بسیاری است. این روستا در 23 کیلومتری سرپل ذهاب و 140 کیلومتری کرمانشاه واقع است. آب و هوای آن در فصول بهار و تابستان خنک و در پاییز و زمستان سرد و برف گیر است. رودخانه پرآب الوند در جنوب روستا جریان دارد.

روستای شالان به سبب درختان بسیار بلند و پوشش سبز ، چشمه‌ها ، سرچشمه رودهای کوچک ، زیارتگاه عبدالله ابن عمر، جنگلهای انبوه و گسترده، باغات گردو، انار و انجیر کوهی از تفرجگاه‌های زیبا و کم نظیر استان است که مورد توجه گردشگران بسیاری است.

بخش ریژاو (ریجاب) نیز که از مناظر بدیع طبیعی است در این شهرستان واقع شده است.

از دیگر روستاهای این منطقه می‌توان روستای حریر را نام برد.

روستای حریر به دلیل برخورداری از موقعیت طبیعی و اقلیمی مطلوب ، مناظر و جلوه‌های طبیعی منحصر به فردی دارد، مراتع سبز و حاصلخیز روستا بویژه در بهار و تابستان و پاییز زیباییهای شگفت‌انگیز و جلوه‌های جذابی پدید می- آورد. یکی از چشم‌اندازهای بسیار زیبای روستا، مناظر اطراف سراب حریر می‌باشد که از درختان بلند، گیاهان و گلهای وحشی پوشیده شده است.

 

 

گزارشی از وضعیت فرهنگی و هنری  در شهرستان

 

شهرستان دالاهو آخرین شهرستانی است که در پایان برنامه سوم به سایر شهرستانهای ایران اضافه شده‌است . و چهاردهمین شهرستان استان کرمانشاه بشمار می‌آید . این شهرستان گذشته از تاریخ درخشان دفاع از میهن خود در مقابل غارتگران ( عثمانی ، آلمان ، روس و...) در دوره های مختلف تاریخ ، و ادامه این رسالت در طول انقلاب و هشت سال دفاع مقدس با نثار 1000 شهید  و جانباز دین خود را نسبت انقلاب و اسلام ادا نموده و همواره در راستای صیانت از مرز و بوم ایران اسلامی و تبعت از ولایت مطلقه فقیه پیشگام بوده و هست . این شهرستان ۱۵۴ روستا دارد. شامل سه بخش مرکزی ، گهواره‌ و ریجاب و دهستان های ، بان زرده و بیونیچ است. دالاهو نام کوه مرتفع این منطقه‌است که از طبیعت زیبایی برخوردار است. دالاهوی کنونی طبق مستندات تاریخی نزدیک به یقین دگرگون شده ی (بالاهوته) یا (بالاهوتا)ی باستانی است که شیلهاک- اینشوشیناک، پادشاه عیلام باستان (حدود۱۱۵۱- ۱۱۶۵ ق.م) از آن یاد می‌کند.

 

 

قابلیت های ادبی دالاهو بر هیچ کس پوشیده نیست. کوههای سر به فلک کشیده ، سراب دل انگیز و درختان سرسبز، طبع هر انسانی را نوازش می دهد .هنرهای اصیلی همچون موسیقی ، تئاتر ، هنرهای دستی (چاقو سازی ساز سازی ) و ... دارای سابقه ای طولانی و درخشان در میان مردم دالاهو است . شهرستان از لحاظ صنایع دستی مانند: چاقو سازی، فلز کاری وساخت ادوات موسیقی و ابزار کشاورزی، گلیم، گیوه موج (چادر شب) وسبد پیشینه‌ای دیرینه دارد بطوری که این صنایع با اندک تغییراتی به خارج از کشور صادر می‌شوند. همچنین در این شهرستان صنعت تنبور سازی رونق دارد که تنبورهای دست ساز هنرمندان گهواره‌ای جز بهترین ومرغوبترین تنبورهاست که در بهترین موزه‌ای جهان جای دارد می توان با وجود مفاخری همچون استاد ، دکتر غلامرضا رشید یاسمی به درخشان بودن گذشته ی ادبیات در این دیار نیز بالید .

این شهرستان دالاهو در مسیر اصلی راه کربلا قرار گرفته و دارای جمعیتی بالغ بر 43000  نفر می باشد . 

 

 

 

 

فرهنگ :


 

 فرهنگ عبارت از مجموعه ارزش‌هاى مادى و معنوى است که توسط انسان‌ها در طى تاریخ انسانى آفریده شده است. هر فرهنگى در هر دوره‌اى مبین میزان، سطح پیشرفت و ترقیات فنی، تجربیات تولیدى در کار، وضع آموزش و پرورش، علوم، ادبیات، هنرها، آرمان‌ها و نهادهاى اجتماعى معین از زندگى انسان‌ها است.


 

 

 


    خلاصه باید گفت فرهنگ راه و روش زندگى است که هر قومى براى خود دارد. ”فرهنگ“ عبارت است از کلیه ساخته‌ها، پرداخته‌ها، اندوخته‌ها، آداب و رسوم، مقررات عقاید، هنرها و دانستنى‌هاى عامه که از نسلى به نسل بعد منتقل مى‌شود.

شهرستان دالاهو - فرهنگ و آداب و رسوم :

 

تعاون و همیاری در مراسم عروسی و عزا بین مردم کرند در گذشته :

           مردم کرند آداب و رسومی را که یادگار نظام کهن کشاورزی و دامداری بود تاحدود سه دهه قبل به طور کامل بین خود حفظ کرده بودند . تکامل و پیچیدگی آن مراسم نسان دهنده ی سابقه ی طولانی آن در زندگی اجتماعی مردم این محل بود . می دانیم که یکی از ویژگی های نظام صنعتی دگرگونی سریع در تمامی جنبه های زندگی اجتماعی ( اعم از مادی و معنوی ) انسان ها می باشد . با توجه به این نکته می بینیم مسائل و مراسمی که طی صدها سال زندگی اجتماعی بوجود آمده و تکامل یافته ، چگونه طی کمتر از سه دهه آنچنان به بوته فراموشی سپرده می شود ، گویی هرگز وجود نداشته است .

 

عروسی در کرند در گذشته به دو صورت برگزار می شد . یکی به صورت سیورسیورانه و دیگر درویشانه . اما نوع اول بیشتر متداول بود .

در مراسم سیورسیورانه خانواده داماد از یک روز الی چهار پنج روز برنامه ساز و دهل دایر می کردند . و مردم از زن و مرد در آن شرکت فعال داشتند . در این مدت درآمدی بوسیله شاوازانه ( شادباشانه یا شاد باش ) عاید خانواده داماد می گردید از آن مبلغ حدود 20 درصد به ساز و دهل زن تعلق می گرفت و بقیه به نفع خانواده تازه تشکیل شده یعنی عروس و داماد جمع می گردید . جمع آوری این پول یکی از کمک های اولیه به خانواده نوپا بود . درآمد اصلی مربوط به روز آخر بود که دعوت رسمی از خانواده ها برای صرف شام به عمل می آمد . خانواده های کرندی در آن زمان هر یک دفترچه یادداشتی داشتند که در آن مقدار پول یا کمک غیر پولی که خانواده های دیگر در موقع عروسی به آنان کرده بودند . یا خانواده خود آنان به خانواده های دیگر داده بودند یادداشت می کردند با انجام مراسم سیورسیورانه ، داماد نه تنها چیزی برای مخارج عروسی از دست نمی داد ، بلکه مبلغی پول نقد نیز باقی می ماند .

عروسی درویشانه : در این مراسم ساز و دهُلی در کار نبود ، یا اگر بود مدت زمان آن کوتاه و از چند ساعت الی یک روز تجاوز نمی کرد . در این گونه عروسی ممکن بود شام یا ناهار نیز به مدعوین داده شود اما پولی از مردم قبول نمی کردند . نامگذاری این نوع عروسی نه بخاطر تنگدست بودن داماد ، بلکه اگر دامادهای متمول و پولدار هم این چنین مراسمی را بر پا می کردند ، به این اسم نامیده می شد . این نوع عروسیرا معمولاً بیشتر خانواده های نوپایی که قصد کوچ از محل را داشتند انجام می دادند ، چون عدم حضور آنان در محل باعث می شد که نتوانند در موقع خود جوابگوی کمک های مردم باشند .

کاسه سفره و پرسانه در عزا :

هنگام فوت یکی از افراد خانواده ای ، خانواده های غیر فامیل به نوبت هر روز و هر وعده چند خانوار تکلیف داشتند که برای افراد خانواده متوفی شام و ناهار مهیا نمایند . برای این کار نیز تشکیلات خاصی بوجود می آمد . یک نفر در هر محل در چنین موقعی وظیفه تعیین نمودن خانواده ها و تقسیم آنان به چند دسته برای روزهای عزاداری به عهده می گرفت . که به مدت یک هفته ادامه می یافت . روز هفتم صاحب عزا خود اقدام به تهیه شام یا ناهار می نمود . نوع غذا معمولاًعدس پلو ، آش ماست یا آبگوشت بود . میزان پول یا جنسی که برای خانواده متوفی می آوردند پرسانه می گفتند . نوع پرسانه بیشتر ، قند ، تخم مرغ ، گوسفند ، حبوبات ، گندم و به ندرت پول و اجناس دیگری که بیشتر مواد غذایی بودند تشکیل می دادند . صاحب عزا معمولاً آنچه که در مراسم مصرف می شد ، از این کمک ها استفاده می نمود و مازاد آنها را نیز می توانست به فروش برساند و مبلغی از فروش آنها بدست بیاورد .

 

عوامل ایجاد این نوع مراسم و سیستم کمک و همیاری مردم در مواقع خاص به یکدیگر :

1.    کمی تحرک مکانی و سابقه سکونت طولانی در یک شهر یا بخش کوچک و وابسته به زمین .

2.    رابطه ی خویشاوندی که بین اکثر مردم این اجتماعات بوسیله ازدواج های درون گروهی بوجود آمده بود ، مردم وظیفه خود می دانستند که دراین گونه مراسم شرکت و کمک نمایند .

3.    کوچک بودن محیط اجتماعی و داشتن روابط مستقیم و رو در رو که مردم از همیاری و کمک به هم نمی توانستند شانه خالی نمایند .

4.    بهترین سرگرمی و تفریح مردم در آن زمان برنامه شاد ساز و دهل و مراسم شادی عروسی بود . برای شرکت در این مراسم نیاز به دعوت نبود و شرکت برای همگان آزاد بود  .

5.    وجود نظام کشاورزی با نظام ارزش های مخصوص خود ، و نیاز و کمک به یکدیگر در بیشتر موارد زندگی اجتماعی ، چون سازمان و تشکیلاتی حمایتی وجود نداشت .

6.    داشتن وقت کافی برای شرکت در این گونه مراسم

 

عوامل از بین رفتن سنت های گذشته :

1.    دگرگونی آرام نظام کشاورزی به سوی نظام صنعتی وابسته به سرمایه داری . و در نتیجه جابجایی نظام ارزش ها از حالت سنتی کشاورزی به حالت سرمایه داری .

2.    بوجود آمدن تحرک مکانی بیشتر . به خصوص به دلیل رشد جمعیت و روی نهادن جوانان به خارج از محیط اجتماعی بسته خود جهت یافتن کار و اشتغال در شهرهای بزرگ و قادر نبودن به انجام تعهدات خانوادگی مانند گذشته .

3.    دگرگونی در وضع اشتغال که اجازه برپایی چند روزه مراسم ، چه در عروسی و چه در عزا را نمی دهد .

4.    درون کوچکی یا وارد شدن گروه هایی از خارج به درون جامعه و در نتیجه تغییر در بافت جامعه و بیرون آمدن از حالت قبیله ای و ایلی .

5.    محدود شدن مراسم و سنگینی مخارج ، این نوع مراسم و کاهش آن به مراسم خانوادگی در محدودهایی که شرکت همگان بدون اجازه و دعوت در آن میسر نیست .

 

شهرستان دالاهو : شهرستانی که از لحاظ وسعت جزء سه شهرستان وسیع استان کرمانشاه و از لحاظ مدنیت و تمدن در استان کرمانشاه جزء کانون های تمدنی با پیشینه ای چند هزار ساله است .

 

برگزاری مراسم تعزیه در گذشته:

مردم این شهرستان که از ارادتمندان به سرور و سالار کربلا.، و صاحب دسته جان پرشور عزاداران هستند . در گذشته ای نه چندان دور از برگزارکنندگان مراسم تعزیه حسینی بوده اند و از مناطق و شهرهای دور و نزدیک برای تماشای این تعزیه به کرند می آمدند . هرچند امروز همگام با مردم خدا جوی ایران اسلامی در شب های محرم در شهرستان دالاهو نیز مراسم زنجیر زنی و نوحه سرایی در سوگ سالار شهیدان و 72 تن از یاران با وفایش در تکایا و مساجد این شهرستان برقرار است.اما جای تعزیه در کنار این مراسمات خالی است .

 


  عید نوروز :

عید نوروز در سطح شهرستان با آداب خاصى برگزار مى‌شده است. براى عید نوروز از ماه‌ها قبل تدارک مى‌بینند. زیرا معتقدند حضرت على (ع) در عید نوروز بر تخت خلافت نشسته است. و در این مراسم دو جنبه ملى و مذهبى را درهم مى‌آمیزند. چند روز پیش از عید خانواده‌ها براى برگزارى جشن نوروز خود را آماده مى‌کنند و به تهیه پوشاک و نیازمندى‌هاى دیگر مى‌پردازند. از آداب کهن این منطقه چهارشنبه‌سورى است. در این روز مردم به‌ویژه کودکان با پوشال و هیزم در چند نقطه آتش روشن مى‌کنند و از روى آن مى‌پرند و جمله معروف سرخى تو از من، زردى من از تو را تکرار مى‌کنند و با شادى به استقبال نوروز مى‌روند.

 

 


   جشن‌هاى مذهبى

این جشن‌هاى عبارتند از عید فطر، عید قربان، روز تولد پیامبر (ص)، عید روز تولد حضرت على (ع).عید فطر در مناطق سنى‌نشین نیز به طرز باشکوهى برگزار مى‌شود. از طلوع صبح دسته‌دسته اهالى براى نماز عید عازم مساجد مى‌شوند و سپس به حلال‌خواهى مى‌پردازند و به ذکر لااله‌الاٌالله مشغول و سپس در حلقه‌اى بزرگ که سراسر مسجد را در بر مى‌گیرد یکى از طلاب مشغول خواندن قصیده برده بوسیرى مى‌شود و بقیه به او پاسخ مى‌دهند.در روز تولد پیامبر (ص) مولودى‌خوانى و اطعام مدعوین در مساجد برگزار مى‌شود.در روز تولد حضرت على (ع) در خانقاه‌ها و تکایاى مناطق سنى‌نشین و مساجد و جم‌خانه‌هاى اهل حق، حلقه ذکر دراویش و بانگ دف و نى و نواى دل‌انگیز تنبورنوازان آن فضا را پر مى‌کند.عید قربان نیز با تشریفات عید فطر برگزار مى‌شود. و در این روز مبارک مردم کرند ( هرخانواده ) بنا به وسع خود به قربانی و نذری گوسفند و یا خروس می پردازند .

 

کم رنگ شدن سنت ارزشمند صله رحم و دید و بازدیدها و شب نشینی های خانوادگی :

 

فقدان شادی در شهر :

با اشاره به نقش و جایگاه شادی در اسلام و تأکیدات آیات و روایات بر این موضوع، نکاتی در مورد اشاعه شادی در جامعه را یادآور و اعلام کردند: مبنای بسیاری از احکام اسلام شادی است.

 

در روایات اسلامی آمده است که "المؤمن حشر بش" یعنی مؤمن کسی است که با نشاط زندگی می کند آنچه در اسلام نهی می شود در واقع غفلت از خود است، یعنی هر چیزی که موجب غفلت در انسان شود در اسلام از آن نهی شده است و اسلام با نفس شادی مشکلی ندارد بلکه این غفلت از خود است که باید همیشه لحاظ شود بسیاری از آداب و سنن جامعه در شادی کردن مورد تأیید اسلام است بسیاری از احکام اسلام نیز بر مبنای شادی بنا شده . مانند صله رحم و انجام نماز جماعت و تأکید بر جماعت مصداقی از شادی و نشاط است

لزوم بازسازی الگوی شادی

شادی و احساس نشاط امری فطری در همه موجودات است و در قرآن کریم از غصه و غم به عنوان یکی از عذابهای جهنمی یاد شده است

با اشاره به اینکه در اسلام از شادی کاذب نهی شده است، اسلام شادی کاذب را نمی پسندد. شادی کاذب، شادی است که در اثر غفلت در انسان به وجود آید. مثلا شادی ناشی از استفاده از مواد مخدر، شادی از به دست آوردن پولی از راه دزدی و ... را می توان نمونه های شادی کاذب خواند.

 

در مورد ابراز شادی در جامعه باید گفت: متأسفانه در جامعه زیاد در مورد این مسئله کار نشده که دلایل تاریخی و جامعه شناختی متعددی دارد. ما در ایام سوگواری به خاطر سنن طولانی که از نسل های گذشته به ما رسیده ، می دانیم چگونه عزاداری کنیم اما در ابراز شادی همیشه راههای افراط و تفریط را می رویم و به آن راه حل میانه که مورد پسند شرع و سنت ها و فرهنگ جامعه کشورمان باشد کمتر دست یافته ایم ما همیشه در اجرای برنامه های شاد و منطبق با موازین شرعی حتی در مناسبتهای مذهبی هم ضعف داشته ایم چه رسد به مناسبتهای ملی که باید این مسئله چاره اندیشی شود .

توانمندسازی شهرهای کوچک در واقع نگرش جدیدی را مبنی بر اینکه با امکان سنجی و برنامه ریزی درست می توان شادابی و سرزندگی را به این شهرها انتقال داد و پایدار ساخت.

علاوه بر ایجاد شادابی باید کاری کرد که مدیران چنین شهرهایی بتوانند با حفظ جمعیت جوان خود، آنان را در سازندگی و شکوفایی شهرها دخالت دهند، توجه به برنامه ریزی فرهنگی نیز در این راستا به تثبیت و حتی افزایش این قشر در شهرهای کوچک کمک خواهد کرد.

 

نداشتن شناخت صحیح از فرهنگ خودی

امروزه متأسفانه دیده می شود که بعضی از جوانان ، به دلیل نداشتن شناخت صحیح از فرهنگ خود، سخن گفتن به زبان محلی و یا لباس پوشیدن به شیوه پدران و اجداد خود را نوعی بی فرهنگی و مایه ننگ و عار خود می دانند و این در حالی است که آنها باید از ارزشها و فرهنگ سرزمین مادری خود دفاع کنند و آنرا انتقال دهند.

---

در خصوص چرایی فراموش شدن سنت‌ها در طول زمان هر فرهنگ و آداب و رسومی، فراز و نشیب‌های خاص خود را داشته و همانطور که انسان‌ها تغییر می‌کنند، سنت‌ها و آداب هم دگرگون ‌شده و یا کاملا فراموش می‌شوند.

امروزه ملتهایی می توانند در عرصه فرهنگی، استوار بمانند و حرفی برای گرفتن داشته باشند که بتوانند فرهنگ اصیل خود را حفظ کنند و آنرا از خطر هجوم فرهنگهای مهاجم در امان نگه دارند.

هر چند که ایران در زمینه منابع فولکلوریک، نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر، غنی تر و کاملتر است، اما در اثر فقر و گرسنگی، کوچ دادن و تخت قاپو کردن ایلات و عشایر، سهولت جابه جایی و حمل و نقل، هجوم فرهنگ بیگانه و تغییراتی که به سرعت در جامعه انجام می گیرد، بسیاری از آداب و رسوم دهات و ایلات دوردست، فراموش شده است و اگر امروز نسبت به جمع آوری آنها اقدامی نشود، دیری نمی پاید که بسیاری از این گنجینه های ملی را از دست خواهیم داد.

بنابراین، وظیفه ما این است که فولکلور این قوم را شناسایی، تدوین و جمع آوری نماییم و از این میان، آنچه را که مثبت و سازنده است، در جامعه ترویج دهیم تا از فراموش شدن آنها جلوگیری به عمل آید.

به هر حال نباید فراموش کرد که دسته ای از این افکار و آداب و رسوم، نه تنها پسندیده اند، بلکه از یادگارهای روزهای پرافتخار ایران نیز به شمار می آیند.

امروزه مدرنیته نیز در سرکوب سنت‌ها نقش زیادی داشته است، غافل از اینکه خود مدرنیته برپای سنت ساخته شده و مردم مهمترین پاسداران آیین ها وسنت ها در گذشته هستند . در گذشته مردم بهترین پاسداران سنت ها بوده و در طول هزاره‌ها، آیین ها را زنده نگه داشته و به دست ما رسانده اند اما در دنیای مدرن امروزی نقش نهادها و موسسات فرهنگی در ترویج و بازسازی سنت‌های فراموش شده و همچنین نگهداری سنت‌های زنده را بسیار موثر است . امروزه وظیفه اصلی بر عهده نهادها و سازمان های فرهنگی است و این نهادها هستند که باید  سنت ها را با رنگ و بوی امروزی در جامعه عرضه کنند

مثال : هم اکنون یک بنیاد فرهنگی در استان خوزستان  هرساله سنت زیبای نقالی و شاهنامه‌خوانی را در نوروز برگزار می‌ نماید و نقش مهمی در آشنایی مردم این خطه با پیام شاهنامه ایفا می کند و به نظر می رسد انجام کارهایی از این دست، بهترین راه برای احیای سنت‌ها و فرهنگ های ایرانی اسلامی است. باید خود را نسبت به احترام به فرهنگ بومی مسئول بدانیم و خود را ملزم کنیم به تمامی هنجارهای جامعه اعم از فرهنگ، سنن، زبان، گویش، لباس، عقاید و ... احترام بگذاریم.

تاریخ دایر شدن بعضی از اداره ها و سازمان های دولتی و اجتماعی کرند :

 

1.    بلدیه یا حکومتی (شهرداری امروز ) ، پیش از تمامی اداره ها و سازمان های دیگر دایر شده که تاریخ دقیق آن معلوم نشد . پست و تلگراف و تلفن نیز همپای بلدیه می باشد .

2.    اولین مدرسه در سال 1289 ه.ش به ریاست میرزا حسین خان سبحانی دایر گردید .

3.    اداره ثبت احوال ( سجل احوال ) در سال 1305 ه.ش دایر شد .

4.    اداره ثبت اسناد و املاک در سال 1309 ه.ش و اولین رئیس آن شخصی به نام ودیعت بود .

5.    نخستین نمایندگی بانک ملی در کرند در سال 1323 ه.ش دایر گردید .

6.    در سال 1327 ه.ش ، کارخانه برق به صورت شرکت سهامی دایر گردید

7.    نظمیه یا شهربانی در سال 1324 ه.ش دایر و اولین رئیس آن نیز ستوان یکم آمان اله خان بیات بود .

 

حرکت کند توسعه و سازندگی شهرستان :

 

علیرغم قدمت شهر ، این شهرستان در مقایسه با مناطق و شهرهای دیگر ، توسعه نیافته و هیچگونه سرمایه گذاری برای تأسیس و زیر ساخت صنعتی در این شهرستان به عمل نیامده عدم توسعه یافتگی شهر کرند و دغدغه‌های شهرهای کوچک‌تر دیده نشده و صدایش به جایی نمی‌رسد حضور بخش خصوصی در شهر و طرح‌های مربوط به شهرهای کشور، موضوعی است که کمتر مورد کنکاش قرار گرفته است.

 

از دست دادن امتیازات گذشته :

- علیرغم اینکه مسیر کرمانشاه به خسروی از گذشته های بسیار دور مسیر حرکت زوار و جاده بین المللی بوده و نزدیکترین مسیر به کربلای معلا است اما به علت بی مهری مسئولین مسیر حرکت زوار از این جاده که مسیر شهرهای دالاهو سرپل ذهاب و قصرشیرین بود تغییر یافته  و جای خود را به تانکر های عراقی که در صفی طولانی موجبات ترافیک سنگین و مشکل کردن حرکت خودروها ، و تصادفات دلخراش بسیار شده .  داده است .

برای مسافرت زمستانی از استان مرکزی و تهران به شهر‌های کنگاور، کرمانشاه، ماهیدشت، اسلام‌آباد غرب، کرند‌غرب، سرپل‌ذهاب، قصرشیرین، گیلانغرب، و... به‌دلیل بارندگی فصل سرما، باید جاده‌ها و گردنه‌های خطرناکی را پشت سر گذاشت. در کنار 10هزار شبکه ریلی در کشور، راه‌آهن غرب به‌عنوان یکی از پروژه‌های عظیم و استراتژیک ریلی کشور به طول 620 کیلومتر از ایستگاه سمنگان در حوالی شهر اراک آغاز و پس از عبور از شهر‌های ملایر، کنگاور، صحنه، کرمانشاه، اسلام‌آباد غرب، گیلانغرب و قصر‌شیرین به مرز خسروی منتهی می‌شود. هرچند به صدا در آمدن سوت قطار در استان کرمانشاه که ممکن است در آینده ای نزدیک اتفاق بیافتد بسیار نوید بخش خواهد بود اما این بار نیز شهرستان های دالاهو و سرپل ذهاب از این موهبت بی بهره خواهند بود .

 

---

مهاجرت:

 

مهاجرت بی رویه یک بیماری اجتماعی است که عامل بسیاری از نابسامانیهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی است که در کشور ما نیز در طول سالهای گذشته وجود داشته و متاسفانه بعد از انقلاب به دلایل متعدد تشدید گردیده است .

در حال حاضر آنچه برای جامعه ما مسئله است مسئله مهاجرت از روستا به شهرها و مهاجرت از شهر های کوچک به شهر های بزرگ است . البته در جامعه رشد و توسعه جامعه بصورت طبیعی مهاجرت متعادل یا منطقی و اجتناب ناپذیر است.

عوامل به وجود آورنده مهاجرت :

1)     عوامل اقتصادی2)     عوامل اجتماعی3)     عوامل فرهنگی و سیاسی4)     عوامل دیگر

 عوامل اقتصادی :

          تفاوت در آمد یک روستایی با در آمد یک شهروند که در بعضی از روستاها جوابگوی نیازهای اصلی و ضروری آنها باشد ولی چون نوعاً مهاجرین از قشر جوان هستند هر جوان برای تضمین آینده خود و رسیدن به آرزوهای ذهنی شدیداً احساس نیاز به تامین در آمد بیشتر دارد و می بیند که به راحتی در شهرها می توان با شغلهای واسطه گری یا خدماتی در آمدی چند برابر داشت ، لذا عامل تشویقی و محرک قوی خواهد داشت که مهاجرت نماید و یک نفر از یک خانواده شهری در آمد خوبی کسب نماید و بتواند با همه اعضا خانواده زندگی نسبتا راحتی داشته باشد. البته همیشه مهاجرت از روستا به شهر ها به لحاظ فقر نیست و در بعضی از موارد افرادی نیز که در روستا صاحب ثروت می شوند ، محیط روستا را برای خود تنگ دیده اموال خود را فروخته برای  یک زندگی با رفاه وامکانات بیشتر به شهرها می آیند.

 

عوامل اجتماعی :

یکی از تفاوتهای محیط شهری نسبت به روستایی اختلاف زیاد خدمات شهری مانند بهداشت، درمان ، آموزش و تاسیساتی مانند آب و برق و گاز و .... و مراکز تفریحی و غیره است . وجود جاذبه های شهری مانند پارکهای زیبا و تفریحی وامکانات ایاب و ذهاب ، ساختمانهای شکیل و وجود مغازه های رنگارنگ از جمله پوشاکی ، خوراکی و لوازم خانگی و غیره به مقدار زیاد در کنار یکدیگر و از طرفی روح تنوع طلبی جوانان را سیراب کرده که با محیط سرد و آرام روستا که ندرتا اینچنین امکاناتی وجود دارد موثر در رشد مهاجرت می شود.

          مقایسه کار سخت کشاورزی و دامداری در روستا با کارهای آسان و متنوع در شهرها

عوامل فرهنگی :

نارسائیهای موجود در نظام آموزشی روستایی از جمله عوامل موثر در تشویق جوانان به آمدن به شهر ها بودن و بطور طبیعی پر از کسب مدارک تحصیلی مانند دبیرستان و هنرستان و دانشگاهی چون برای این جوان در روستا هیچ گونه امکان کاری که مناسب با تحصیلاتش باشد نیست ناچارا به شهر آمده و این جوان الگوی سایرین در روستا شده و مهاجرت را تشدید می کند.

راه حل هایی جهت جلوگیری از مهاجرت :

نظام بخشیدن به وضعیت اقتصادی روستائیان و تشکیل یک مجموعه کامل از نیروها و امکانات روستائیان در امر کشاورزی و دامپروری

          مهارکردن تورم و جمع آوری نقدینگی موجود در شهرها و هدایت در امر توسعه روستاها  ، حرکت وسیع و برنامه ریزی شده در دریافت مالیات های بحق از بخش های کاذب جامعه ، تحول بخشیدن به نظام  آموزشی روستائیان .

 

عوامل پیشرفت-.جلوگیری از مهاجرت به شهرهای بزرگ

جلوگیری از مهاجرت به شهرهای بزرگ و توسعه ی امکانات منطقه ای به طور فراگیر و یک نواخت یکی از عواملی است که به تحقق هر چه بهتر برنامه های توسعه و توانایی پیش بینی مشکلات مناطق در حال و آینده کمک شایانی می نماید.

یکی از پدیده های مهمی که در گذشته و امروز در استانهای کوچک کشور رخ می دهد، مهاجر فرستی یا فرار جمعیت است و در این پدیده افراد به دلایل مختلف که عمده ترین آنها بیکاری و فقر است از شهر خود به شهرهای بزرگ و صنعتی مهاجرت می کنند. از شهرستان دالاهو در طول سالهای گذشته تا کنون افراد زیادی از آن به شهرهای بزرگ کشور  به دنبال کار مهاجرت کرده اند. اصلی ترین و مهمترین دلیل مهاجرت افراد از این شهرستان"بیکاری" است و ساکنان این منطقه به دنبال یافتن کاری برای امرار معاش و چرخاندن چرخ سنگین زندگی به رغم تمام مشکلات مهاجرت به شهرهای بزرگ پناه برده اند زیرا در این شهرستان طی سالیان گذشته منبع عمده درآمد تنها کار کشاورزی بوده است و از کارخانه ها و ... خبری نبوده است البته این وضعیت هم اکنون نیز بر این منطقه حاکم است و جمعیت بسیاری همچنان مهاجرت را بر ماندن ترجیح می دهند و اکثر افراد باقیمانده نیز به سختی امرار معاش می کنند.در گذشته عدم سرمایه گذاری خرد و کلان در این شهرستان که ثمره آن منجر به شکوفایی آینده دالاهو شود وجود نداشته است که این خود باعث فرار و کاهش جمعیت این شهرستان شده است . یکی دیگر از عوامل مهاجرت از این استان، عدم وجود امکانات بهداشتی و رفاهی است

 از روستاها به عنوان سرمایه‌های ملی صحبت به میان آمده است و جهاد کشاورزی، وزارت نیرو، وزارت راه و سازمان‌ها و ارگان‌های دیگر در مورد روستاها اقدامات زیادی را انجام داده‌اند، اما واقعیت آن است که این اقدامات آن چنان که باید مطلوب نبوده است. در حال حاضر با وجود ایجاد امکاناتی همچون آب، مراکز بهداشتی، توسعه نهادهای کشاورزی، راه روستایی و بسیاری از مسایل دیگر برای روستاها، همچنان با کاهش جمعیت روستایی مواجه هستیم، هر چند که آهنگ این حرکت کندتر شده است. 

 

روستاها کانون زندگی سالم، طبیعی و توسعه پایدار هستند

 بسیاری از ویژگی‌ها و فرصت‌های روستاها، تحت الشعاع مشکلات آن‌ها قرار می‌گیرد و زمینه‌های خوب تسهیلات روستایی مورد بی‌توجهی و فراموشی قرار می‌گیرد. اگر یک فرد روستایی شاهد ایجاد زمینه مناسب برای زندگی مطلوب با همه امکانات در روستا باشد، ترجیح می‌دهد، شهر را با همه مشکلات و گرانی‌ها، به سمت روستای خود ترک کند

گردشگری روستایی را یکی از قابلیت‌های مهم روستاهای کشور است این قابلیت از لحاظ تاریخی و طبیعی به شدت می‌تواند اقتصاد روستا را خودکفا کند.

سهولت دستیابی به امکانات خدماتی-رفاهی و تأسیسات زیربنایی از یک سو و گستره تمهیدات کار و فعالیت از سوی دیگر‏، روز به روز جاذبه زندگی در شهرها را افزایش می‌دهد و به همین دلیل، شهرهای موجود جهان علاوه بر اینکه با رشد طبیعی جمعیت خود مواجه‌اند، در عین حال با فوج مهاجرانی رودررو هستند که از روستاها و سایر نقاط زیستی به قصد معیشت بهتر به سمت آنها روانه می‌شوند.

موج این تحرکات ضمن اینکه گستره شهرها را افزایش می‌دهد، مسائل و مشکلاتی را پدید می‌آورد که از نمونه‌های بارز آن می‌توان به افزایش حجم تردد در شهرها و بروز مشکلات ترافیکی، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، افزایش هزینه‌های زندگی و تأمین مسکن، توسعه حاشیه‌نشینی و اسکان غیررسمی، افزایش فقر شهری، چشمگیرشدن فاصله طبقاتی، افزایش بزهکاری‌های اجتماعی و اشاره کرد.

مواجهه با پدیده ناهنجار حاشیه‌نشینی و عوارض ناشی از آن، ضمن اینکه نیازمند برنامه‌ریزی و تهیه طرح‌های خرد و کلان مبتنی بر واقعیت‌های جاری است، در عین حال مستلزم ایجاد تغییرات مورد نیاز در ساختار نظام مدیریت شهرهای بزرگ و کوچک و شیوه نگرش آنهاست

پیشنهادات :

 ارائه امکانات و خدمات شهری کوچک جهت جذب جمعیت بیشتر در راستای ایجاد تعادل و توازن جمعیتی در منطقه .

 بارگذاری خدمات ویژه در شهر جهت جلوگیری از مهاجر روستائیان به نخست شهر منطقه )شهرهای بزرگتر  ( و تغییر مسیرهای مهاجرتی به سمت شهرهای کوچک.

 بهبود نظام مدیریت شهری در شهرهای کوچک منطقه از دو طریق : الف -استفاده از افراد متخصص و آگاه به مسائل شهری در شهرداری ها ب اعطای امکانات و اعتبارات مالی لازم به شهرداری های شهرهای کوچک در سطح منطقه. ایجاد فرصت های شغلی در سطح شهرهای کوچک

 

پیشنهادات اجرایی:

-1 تشویق گروه سرمایه گذار از طریق ارائه وام های با سود کم جهت تاسیس کارخانه-شرکت و... درمناطق محروم و تولید